غمگین بودن طولانی مدت، بیعلاقهگی به اموری که قبلاً دوستشان داشتیم، کاهش تمرکز، خستگی بیش از حد و حالتهایی از این دست، میتوانند نشانههای افسردگی باشند. این بیماری، احساسات و افکار و رفتار ما را عوض میکند. افسردگی میتواند با مشکلات هیجانی و جسمی همراه باشد.اختلال افسردگی یک ضعف نیست که با چند روز مراقبت برطرف شود بلکه پیگیری و درمان طولانی مدت و مراقبت و پایش مداوم میخواهد.هر چهقدر زودتر به داد افسردگی برسیم، راحتتر میتوانیم آن را درمان کنیم و زمان بیشتری را از زندگی لذت میبریم.اولین قدم برای درمان افسردگی و جلوگیری از افسردگی شدید، شناخت علائم افسردگی است.
ویژگی اصلی شخصیت وابسته اضطراب شدید در موقعیتهای مبهم می باشد .فردی که به اختلال شخصیت وابسته مبتلا است به دلیل عدم تعادل روحی و روانی در واقع فقط میخواهد نیازهای عاطفی و جسمی خود را بوسیله دیگران برطرف کند و چنانچه به خواستههای خود نرسد، احساس اضطراب و ناامنی میکند و به مرور ضمن از دست دادن اعتماد به نفس، ممکن است رفتارهای خاصی از خود نشان دهد. معذرت خواهی زیاد هم از دیگر ویژگی های مبتلایان به اختلال شخصیت وابسته است.
مشخصه این اختلال ناپایداری عاطفی، خلق، رفتار، روابط و اعتماد به نفس پایین آنهاست. افراد مبتلا به این اختلال، خودانگاره (خودپندارهی) بسیار بیثباتی دارند، روابط میانفردیشان نیز بسیار بیثبات است. آنان معمولاً سابقهی روابط پرشور ، اما پرآشوب دارند که غالبا با افراط و تفریط همراه است و در نهایت به سرخوردگی و ناامیدی میانجامد.خشم شدید و نشانههای بیثباتی عاطفی و اقدام های مکرر به خودکشی ویژگی های مهم این اختلال است.بیثباتی عاطفی آنان همراه با سطح بالای تکانشگری، اغلب به رفتارهای خود ویرانگری مانند (رانندگی بیباک) منجر میشود.اقدامات خودکشی،غالبا به شکل فریبکارانه، بخشی از تصویر بالینی این اختلال است. با اینحال، اینگونه اقدامات همیشه فریبکارانه نیستند. خودزنی، ویژگی دیگر این اختلال است. هدف از رفتارهای صدمهزدن به خود، رهایییافتن از اضطراب یا ملالت است.
موثرترین روش در درمان غیر دارویی بیماری وسواس "مواجهه و خود داری از پاسخ" است. مطالعات نشان داده که استفاده صحیح از این روشمیتواند تا 70در صد در درمان بیماران موثر واقع گردد ، به ویژه اگر با درمان دارویی ترکیب شود. در درمان رفتاری وسواس، بیمار نقش فعالی دارد . گاهی بیمار به علت رودربایستی با درمانگر و یا فشار اعضاء خانواده خود، تمرینات راکم و بیش انجام میدهد و خود وی انگیزه کافی برای انجام آنها را ندارد. ادامه جلسات درمانی با چنین دلیلی بی نتیجه خواهد بود.بیمار برای همکاری مطلوب باید به روند تشکیل افکار وسواسی و نحوه عملکرد آنها واقف شود.در اینجا این روندتوضیح داده خواهد شد.